تبليغاتX
کتاب‌نیوز بلاگفا
کسب سود حداکثر / ریچارد پوسنر
در جریان رکود اقتصادی کشورهای غربی، باراک اوباما عوامل غیر عادی را مسئول ورشکستگی موسسات مالی و اعتباری عنوان و در سخنانی مهمترین علت آن را طوفان بی‌مسئولیتی و تصمیمات دولتمردان سابق آمریکایی را اعلام کرد.
+ نوشته شده در چهارشنبه 27 خرداد1388ساعت توسط حنانه سادات حسینی |

صف‌بندی کفر و اسلام؟! / حسن طاهری
به تعبیر حضرت امام (ره)، بسیاری از دعواهای جناحی و سیاسی بین نیروهای معتقد به انقلاب و اسلام، نه برای اعتقاد و مکتب، که برای هواهای نفسانی و خودخواهی‌هاست. مطلق انگاشتن تفکر خود در برابر دیگر دوستان انقلاب و مصادره همه‌ی افتخارات انقلاب به نفع خود و در نظر نگرفتن منافع ملی، ‌از هر کسی که صادر شود، بدون شک او را از زمره اصول‌گرایان حقیقی خارج می‌سازد.
+ نوشته شده در یکشنبه 24 خرداد1388ساعت توسط حنانه سادات حسینی |

شما در زباله‌دان تاریخ / عبدالله جوادی آملی
این چنین نیست که اگر کسی خواست خدای ناکرده از راه خلاف به مقصد برسد، خدای غیور صبر کند، این چنین نیست... حتی بدهای شما را هم با «یا ایها الذین آمنوا» می‌گویم، پرده‌دری نمی‌کنم، اسرار را فاش نمی‌کنم... من دین خودم را به دست شماها حفظ نمی‌کنم. شما را می‌برم در زباله‌دان تاریخ، یک عده انسان مؤمن را می‌آورم.
+ نوشته شده در پنجشنبه 21 خرداد1388ساعت توسط حنانه سادات حسینی |

شما که غریبه نیستید! / هوشنگ مرادی کرمانی
ما اندرونی و بیرونی و حیاط خلوت داریم. سفره‌ی دلمان را پهن نمی‌کنیم. پول و عقیده‌ی سیاسی و مذهبی و نقشه‌ی زندگی‌مان را در صندوقچه‌ی سینه‌مان پنهان می‌کنیم که "نقطه‌ ضعف" دست هر کس ندهیم. نکند که روزگاری دست کسی بیفتد و پدرمان را دربیاورد؛ جوری که نتوانیم سرمان را بلند کنیم.
+ نوشته شده در پنجشنبه 21 خرداد1388ساعت توسط حنانه سادات حسینی |

حرمتی که شکست / سیدمهدی شجاعی
حامیان و طرفدارن شما چه تهمت‌های ناروا و تعابیر زشت و ناپسندی را به مخالفین خود نسبت می‌دهند. الفاظ و عباراتی که مولایمان امیر المومنین علیه السلام به کار بردنشان را حتی در مورد دشمنان اسلام نهی می‌فرمودند، به راحتی در مورد بندگان مومن،‌ نجیب و صالح خدا به کار برده می‌شوند.
+ نوشته شده در سه شنبه 19 خرداد1388ساعت توسط حنانه سادات حسینی |

نشانه‌های بی‌خویشاوند/ ندا کاووسی‌فر
آیا ارمیا شخصیت تراز انقلاب اسلامی، یک حزب‌اللهی متعهد است؟ ... آیا ارمیا یک عارف شوریده سر است؟‌ باز هم پاسخ منفی است... ارمیا یک شخصیت نهیلیست، هیچ‌انگار است... حضور مداوم نویسنده در متن با مطول کردن داستان از ‌ایجاز آن کاسته است...
+ نوشته شده در سه شنبه 19 خرداد1388ساعت توسط حنانه سادات حسینی |

قصه، قصه دیگرى است.../ محسن حدادی
هر حرفی را که گفته می شود به چشم نقد بنگرید، هرچه صاحب سخن بزرگ هم باشد، انسان نباید فورا حرف او را بپذیرد بلکه باید به دقت بررسی کند. حرف مرا که می شنوید، تعبدی نپذیرید، فکر کنید، استدلال کنید.
+ نوشته شده در یکشنبه 17 خرداد1388ساعت توسط حنانه سادات حسینی |

رنج‌های مضاعف یک زن / علی‌الله سلیمی
حس حاکم بر روایت خاطرات این کتاب متأثر از روحیات زنانه است و این ویژگی آن را از آثاری که معمولا از زبان و به قلم مردان در حوزه‌ی ادبیات پایداری خلق می‌شود، متمایز می‌کند... از ویژگی‌های اصلی این کتاب، تلفیق روایت داستانی با رویکرد خاطره است.
+ نوشته شده در چهارشنبه 13 خرداد1388ساعت توسط حنانه سادات حسینی |

سرشارکن از عشق افق‌های‌جهان ‌را
زهرا محدثی
یک دماوند ماتم و اندوه
سعید بیابانکی
رفته ‌بودیم ‌شبی‌ سمت ‌حرم
خدابخش صفادل
چی بهتر از زمزمه‌های عاشقونه با تو؟
فریبا یوسفی
میلاد آدم
محمد اقبال لاهوری
+ نوشته شده در سه شنبه 12 خرداد1388ساعت توسط حنانه سادات حسینی |

جنگ‌های بخت‌آزمایی / متیو سوئینی
مردم هر روز برای اینکه در جامعه بیشتر پذیرفته شوند، پول بیشتری جمع می‌کردند و انبار می‌کردند... دولت‌های آمریکا همواره از بنگاه‌های بخت آزمایی حمایت کرده و علاقه‌ی وافری نسبت به پولهای آن نشان داده‌اند؛ ولی همیشه ادعا می‌کنند که این پول‌ها (یعنی سرمایه‌های بادآورده‌ی مردمی) در راههایی مثل آموزش و خدمات عمومی هزینه می‌شود.
+ نوشته شده در دوشنبه 11 خرداد1388ساعت توسط حنانه سادات حسینی |

دیدار با باطن لیلةالقدر / عبدالله جوادی آملی
اگر مرکب رسول خدا (ص) هنگام معراج "براق" بود که هر قدم او به شعاع دید بود؛ رهوار امّت هنگام عروج نسبی، نماز است که با اقامه‌ی صحیح آن می‌شود ظاهر و باطن لیلةالقدر را به قدر هستی خویش ادراک کرد... اگر انسان کاملی، خود باطن لیلةالقدر باشد... هر لحظه‌ راه هزار ماهه می‌رود. کدام چابک سواری به گرد وی می‌رسد تا به گرد او طواف کند؟
+ نوشته شده در یکشنبه 10 خرداد1388ساعت توسط حنانه سادات حسینی |

"این لیست" حضرت زهرا سلام الله علیها
این چند کتاب را لیست کردیم تا اگر کسی خواست، قصه نامکرر آن بانو و غصه‌ی ابدی آن حق مغصوب را بخواند؛ راحت‌تر بیابد. بر ذیل هر کتاب هم چند خطی به توضیح نوشتیم تا شاید به انتخابتان کمکی کرده باشیم.
+ نوشته شده در جمعه 8 خرداد1388ساعت توسط حنانه سادات حسینی |

بدون لکنت زبان / احمد بیگدلی
برای صدور مجوز آخرین مجموعه‌ی داستانم،" آوای نهنگ" 39 ماه انتظار کشیده‌ام و پیش از آن هم برای مجموعه‌ی "آنای باغ سیب" نزدیک به سی‌ماه چشم به راه بودم... اینجا هم، موقع خریدن کتاب، سلیقه‌ی شخصی حاکم است...
+ نوشته شده در جمعه 8 خرداد1388ساعت توسط حنانه سادات حسینی |

مشترک مورد نظر زیر پل منتظر است
فاطمه جعفریان

دست کج، زبان راست
سید مهدی شجاعی

سفر به انتهای شب / فصل دو
لویی فردینان سلین / فرهاد غبرایی
+ نوشته شده در سه شنبه 5 خرداد1388ساعت توسط حنانه سادات حسینی |

از "رام محمد توماس" تا "جمال مالیک"
یک کارگردان بالیوودی به من گفت ضعف "میلیونر زاغه‌نشین" این است که به اندازه‌ی کافی "افراطی" نیست؛ تا به طور کامل "هندی" باشد... نام شخصیت اصلی را از "رام محمد توماس" به "جمال مالیک" تغییـر دادنـد و با این کار اندیشه و نیت نویسنده را که قصد داشت قهرمانش هم هندو، هم مسلمان و هم مسیحی به نظر آید... من تجربه‌های دست اول و بی‌واسطه‌یی از شرط‌بندی کریکت یا تجاوز و قتل ندارم. آیا رئیس گداهایی وجود دارند که کودکان را کور می‌کنند تا آنها را هنگام گدایی در خیابان‌ها تاثیرگذارتر کنند؟ شاید این افسانه‌یی مربوط به شهر باشد؛ اما برای داستان من مفید است...
+ نوشته شده در سه شنبه 5 خرداد1388ساعت توسط حنانه سادات حسینی |

باد ما را با خود می‌برد / گری اسنایدر
پیوندی عمیق بین انسان و طبیعت وجود دارد که ساده‌ترین توصیف آن عشق به سرزمین مادری یا وطن است... یک گذرگاه باریک کوهستانی به راستی که یک رحمت الهی است. بالا رفتن از یک راه مشخص خیلی بهتر و آسان‌تر از راه رفتن از میان علف‌های هرزه‌ی در هم پیچیده است.
+ نوشته شده در دوشنبه 4 خرداد1388ساعت توسط حنانه سادات حسینی |

از سم‌کوبِ گراز تا زوزه‌ی توپ/ فاطمه علیزاده
نویسنده اصطلاحات غریبی مانند "زیرجُلکی خندیدن"، "فحش چاروادار"، "رُمبیدن دیوار" یا "تَلم شدن انجیرها" را برای مخاطب‌ نوجوانش به طور مستقیم معنی نمی‌کند؛ اما صحنه‌ را به گونه‌ای توصیف می‌کند تا او به بهترین نحو بتواند درباره‌ی آن کلمه تصویرسازی کند.
+ نوشته شده در دوشنبه 4 خرداد1388ساعت توسط حنانه سادات حسینی |

چون کوی دوست هست... /حسن طاهری
راه را کوتاه و بار را سبک کنید. سبک بار باشید، تا آسوده راه روید. مسافت طولانی است و سخت و دشوار. بار سنگین شما را باز می‌دارد از ادامه راه. بارتان را کم کنید. گناه نکنید و از معصیت دوری جویید تا بار سبک شود و مسافت کوتاه. برای کم کردن بار، گناه نکنید!
+ نوشته شده در شنبه 2 خرداد1388ساعت توسط حنانه سادات حسینی |