+
نوشته شده در شنبه 28 دی1387ساعت توسط حنانه سادات حسینی
|
جنایتی علیه اسرائیل / یوری آونری آدمهایی که جنون اخلاقی دارند نمیتوانند آدمهای معمولی را بفهمند. استالین به مسخره میگفت: «پاپ [برای پیروزی بر ما] چند گروهان دارد؟» ایهود باراک میتواند سؤال کند: «انسانهای باوجدان دارای چند گروهان هستند؟»... این جنگ در نهایت جنایتی است علیه خود ما.
+
نوشته شده در شنبه 28 دی1387ساعت توسط حنانه سادات حسینی
|
رمان با طعم باقلا / رضا امیرخانی هیچ رمان خوبی نیست که خوانده نشود و مردم آن را تشویق نکنند. جریان گلخانهای البته چیزهای دیگری خواهد گفت، کتابهای دیگری را برای جوایز انتخاب خواهد کرد و از پولِ پیرزن فقیر بشاگردی، کتب منتسب به جریان خود را برای کتابخانههای عمومی خواهد خرید!
+
نوشته شده در پنجشنبه 26 دی1387ساعت توسط حنانه سادات حسینی
|
توجه به حاشیهنشینها / محمدعلی بهمنی باور همیشهی من آن بوده که اگر این جشنواره نگاهی جامعتر به شعر بیاندازد و شاعرانی که به نوعی در حاشیه هستند را نیز برای حضور دعوت کند، موفقتر خواهد بود... هیچ تجربهای در دورههای آغازین نمیتواند کامل باشد.
+
نوشته شده در پنجشنبه 26 دی1387ساعت توسط حنانه سادات حسینی
|
هنر مدیریت امام / عبدالله جوادی آملی هر پسری حق دارد خونخواهی کند. ما تشییع را امضاء کردهایم و وجود مبارک رسول گرامی فرمود: أنَا وَ عَلِیٌ اَبَوا هذِهِ الاُمَّه، من و علی پدر این مردمیم... پس اگر سخن از عاشوراست، سخن از خونخواهی قتل پدر است... آن کسی که عُرضهی تدبیر ندارد، نمیتواند زیر مجموعهی خود را اداره کند و دستش به دیگری دراز.
+
نوشته شده در دوشنبه 23 دی1387ساعت توسط حنانه سادات حسینی
|
در ستایش داستان / فرانک اوکانر نوشتن رمانی مانند «غرور و تعصب» کاری نیست که از دست یک فارغالتحصیل شکستخورده، یک شاعر شکستخورده، یک داستان کوتاهنویس شکست خورده یا هر شکست خوردهی دیگری برآید. کار اساسی در رمان، خلق مفهومی از یک زندگی مداوم است. ولی در داستان کوتاه فقط اشارهای به این زندگی مداوم میشود.
+
نوشته شده در دوشنبه 23 دی1387ساعت توسط حنانه سادات حسینی
|
نُت گمشدهی ایمان / فرزاد جمشیدی از دو روز قبل، جماعت، مشتاق و پا برهنه، خودشان را به این قبلهگاه غیرت رساندند. از موصل، از کرکوک... حسینجان! من همولایتی مردمی هستم که ایستادن را به نام پدرت علی (ع)، یاد میگیرند. با شیر اشک عزای تو، بزرگ میشوند و یک روز به خودشان میآیند که میبینند داغ عاشورا چقدر برای قلبشان سنگین و سهمگین است.
+
نوشته شده در دوشنبه 23 دی1387ساعت توسط حنانه سادات حسینی
|
کربلا؛ 2009سال پس از مسیح / محسن حدادی حالا بهتر باورت میآید که چگونه 18هزار نامه، یکشبه به هجده هزار شمشیر آخته تبدیل شد... حالا بهتر باورت میآید که کنفرانس اسلامی و سازمانهای بینالمللی دفاع از حقوق بشر چگونه یکشبه میگساری را به درد دین و انسانیت فروختند و رگهای گردنشان را پای میز مذاکره به صرف "شراب و لبخند" متورم کردند!
+
نوشته شده در دوشنبه 23 دی1387ساعت توسط حنانه سادات حسینی
|
40سال ذلت / استاد شهید مرتضی مطهری همین علی بن ابیطالب که ما اظهار تشیع او را میکنیم و نسبت به او حساسیتهای بیمعنی و دروغین نشان میدهیم فرمود: اگر یک مرد مسلمان با شنیدن این خبر دق کند و بمیرد، سزاوار است و مورد ملامت نیست... شمر 1300 سال پیش مرد، شمر امروز را بشناس... الآن فقط یهودیان مقیم امریکا روزی یک میلیون دلار به اسرائیل کمک میکنند.
+
نوشته شده در دوشنبه 16 دی1387ساعت توسط حنانه سادات حسینی
|
رسانهی شیعه / محسن حسام مظاهری آیینهای دینداران برخلاف مناسک دینی، منشأ شریعتی ندارند و تعریفشان بر عهدهی خود دین نیست. بلکه مقولهای اساساً اجتماعیاند و تأسیس، تعریف و تبیین چگونگی آنها به نوع عمل و شرایط اجتماعی دینداران برمیگردد، و بهتبع مانند خود دینداری تابع تحولات اجتماعی و تغییرپذیرند.
+
نوشته شده در دوشنبه 16 دی1387ساعت توسط حنانه سادات حسینی
|
تبعید در بهشت گمشده / محمود درویش رأس ساعت 4 بعد از ظهر باید در مرکزِ پلیس حاضر شوم. شب نیز که از آنِ من است دیگر در اختیارِ من نیست: پلیسها گاه بخواهند میتوانند در بزنند تا از وجودِ من در آنجا مطمئن شوند!... تلاش من همه آن است که از لنزِ دوربینهایی که برآنند شادی بازگشتگان به بهشت را به تصویر بکشند، پنهان بمانم.
+
نوشته شده در دوشنبه 16 دی1387ساعت توسط حنانه سادات حسینی
|
دستم به نوشتن نمیرود / احمد محمود معلوم نیست کدام شیر پاک خوردهای، همسایهها را به تعداد وسیع افست و توزیع کرد... رادیو مسکو گفت که همسایهها در شوروی در 50 هزار نسخه چاپ و منتشر شده است و در یک هفته نایاب گردیده است... واقعا که نویسنده توی مملکت ما باید پوستش از پوست کرگدن کلفتتر باشد تا بتواند نوشتن را ادامه بدهد.
+
نوشته شده در دوشنبه 16 دی1387ساعت توسط حنانه سادات حسینی
|
هیاهوی بسیار برای هویج لازار لاژین / منوچهر محبوبی
کلاغ آخر از همه میرسد ایتالو کالوینو / اعظم رسولی
اجرت پرسیوال اورت / اسدالله امرایی
+
نوشته شده در چهارشنبه 4 دی1387ساعت توسط حنانه سادات حسینی
|
نگین مدفونی به نام سیستان / امیر هوشنگ انوری چگونه است که یهودیان ثروتمندی چون ارنست هرتسفلد، مادام دیولافوآ، در سختترین شرایط طبیعی، در بیابانهای کشورهای شرقی آثار تمدنهای باستانی آنان را جستجو میکردند... بدون در نظرگرفتن منابع بومی ایران نمیتوان به دریافتی از تاریخ و جامعهشناسی آن نائل شد.
+
نوشته شده در چهارشنبه 4 دی1387ساعت توسط حنانه سادات حسینی
|
فلسفه به روایت کربن/ انشاءلله رحمتی او مسیحیت را به خوبی میشناسد و شناخت خوبی از فلسفهی غرب دارد... کربن خود را مورخ فلسفهی ابنسینا نمیداند، بلکه تلاش میکند تا به تعبیر خود ارتباطی وجودی با ابنسینا برقرار کند، یعنی میخواهد ببیند ابن سینا برای انسان امروزی چه حرفی دارد.
+
نوشته شده در چهارشنبه 4 دی1387ساعت توسط حنانه سادات حسینی
|
مترجمان ادبی، فرصتطلب و پولکی هستند! اکنون جامعه استقبال میکند که به چند مؤسسه فرهنگی و دولتی فقط یکبار در هفته بروم، با دوستانم جوک بگویم و حقوق بگیرم. عده زیادی از همکاران من دارند این کار را میکنند... رمانهای بسیار بزرگی هستند که میارزند دوباره ترجمه شوند.
+
نوشته شده در چهارشنبه 4 دی1387ساعت توسط حنانه سادات حسینی
|
حدیث راه پرخون میکند / حبیب احمدزاده شما را دعوت میکند که در عمق ظلمت رها شوید. دیگر تاریکتر از این نمیشود. در لحظه لحظهی مطالعهی کتاب، این کلمات را با خود واگویه خواهید کرد: دیگر تاریکتر و خوفناکتر از این موقعیت را نمیتوانم تصور کنم؛ ولی باز چند جمله جلوتر... تمامی تصوراتتان در هم میشکند. خورد میشوید. نابود میشوید... | |
+
نوشته شده در دوشنبه 2 دی1387ساعت توسط حنانه سادات حسینی
|