نامههای بدون نشانی/ فاطمه علیزاده اسکار در این بازی باید هر روز را برای خودش، ده سال حساب کند. او تا دوازده روز آینده، صد و بیست ساله میشود و در هر یک از این روزها آثار گذران عمر و شرایط مقتضی با سنش، برایش نمایان خواهد شد.
+
نوشته شده در پنجشنبه 27 تیر1387ساعت توسط حنانه سادات حسینی
|
به شیطان ننگر / رابرت بایر "مغنیه" هیچگاه از دری که داخل شده بود، خارج نمیشد، در بیست سال گذشته هیچگاه خود به زنگ تلفن جواب نداده بود، کمتر شبی در یک محل به سر میبرد، و دقیقترین نکتههای امنیتی را مراعات میکرد.
+
نوشته شده در پنجشنبه 27 تیر1387ساعت توسط حنانه سادات حسینی
|
قصد قربت کن / امیر رضا ستوده این آقا (امام) گفته که در خرمشهر بمانید و از شهر محافظت کنید. ما هم ماندیم و عراق حمله کرد و از این بابت قریب به نهصد هزار تومان ضرر کردیم و خانه و وسایل آن آسیب دیدند. لذا من از ایشان شکایت دارم... مگر من اصول دین مردمم که هر جا و هر کسی با من مخالفت کرد، دینش تباه شود.
+
نوشته شده در پنجشنبه 27 تیر1387ساعت توسط حنانه سادات حسینی
|
"انفطار صورت" جدیدترین کتاب آوینی در این مجموعه مقالات، نسبت بین انقلاب اسلامی و "گرافیک و نقاشی" واکاویده شده است. او در این اثر به صراحت و تفصیل دربارهی تأثیر شگرف انقلاب اسلامی بر گرافیستهای ایرانی سخن گفته است.
+
نوشته شده در دوشنبه 24 تیر1387ساعت توسط حنانه سادات حسینی
|
جلد دوم مفاتیح / تاکید بر انتشار مفاتیح حیات فرمود: هشیار باش، جامعهشناس باش، روان شناس باش؛ ببین فعلاً چه چیزی کم است و چه طور باید این را جبران کنی!... دین تنها این نیست که ما زیارت بکنیم و ذکری بگوییم...
+
نوشته شده در دوشنبه 24 تیر1387ساعت توسط حنانه سادات حسینی
|
باکتریها بر جنازهی کلیسا / اومبرتو اکو هنگامی که شخصی به اعتقاد به خداوند خاتمه میدهد، اینگونه نیست که او دیگر به هیچ چیز ایمان ندارد، بلکه او به هر چیزی جز خدا "ایمان" دارد. این سخن درست است. "مرگ خدا" یا حداقل مردن خدای مسیح، با تولید انبوهی از بتهای مختلف همزمان شد.
+
نوشته شده در دوشنبه 24 تیر1387ساعت توسط حنانه سادات حسینی
|
ساعتها در شورایعالی/ محسن حدادی به شخصه در جلساتی که مثمر ثمر نباشد و صرفاً تشریفاتی باشد، حاضر نمیشوم... نقشه مهندسی فرهنگی که یک فرمول شیمیایی نیست، یک کار مطالعاتی سنگین است که نمیشود برایش به راحتی عدد و رقم مشخص کرد... در اینباره تنها مرجع پاسخگویی بنده خواهم بود.
+
نوشته شده در سه شنبه 18 تیر1387ساعت توسط حنانه سادات حسینی
|
بادهی گلگون / میرزا جوادآقا ملکی تبریزی معروف است که میرزا در قنوت نماز شب میخوانده است: زان پیشتر که عالم فانی شود خراب/ ما را ز جام بادهی گلگون خراب کن... چه بسا با آتش، بدن آنها سوزانیده میشود؛ ولی آنها به خاطر غلبهی لذت وصال احساس درد و رنج نمیکنند...
+
نوشته شده در سه شنبه 18 تیر1387ساعت توسط حنانه سادات حسینی
|
گفتگوهایی درباره تهران / دانیل لافونت؛ فرد رید برای مردم ایران چه کسی تریبون واقعی است؟ آیا حافظ شیرازی قرن 14م. از درد دل مردم حرف میزند یا اینکه امام خمینی(ره) میداند درد واقعی مردم چیست؟ حجاب و چادرهای مشکی هویت واقعی زنان را نشان میدهد یا اینکه زنان رنگیپوش نقش واقعی خود را در جامعه از دست دادهاند؟
+
نوشته شده در سه شنبه 18 تیر1387ساعت توسط حنانه سادات حسینی
|
پرسه در حوالي ليلةالقدر / احمد عزيزي عشق، انفاكتوس تدريجي محبت است. عشق، سرطان دوست داشتن است. عشق، كوچهاي است كه دوست داريم از آن عبور كنيم. عشق، محلي است كه دل ما در آن قرار ملاقات ميگيرد. عشق، اولين كت و شلوار ما در شب عيد خودآگاهيست. عشق، اولين مژگانيست كه از جيحون حيرت ما عبور ميكند.
+
نوشته شده در سه شنبه 18 تیر1387ساعت توسط حنانه سادات حسینی
|
مافیا و ما فیها / حبیبالله شهبازی "بیشرفترین" کس آن بود که علیه خاندان و مردمش به حکومت حرفی بزند. هر چه بود باید در درون "خاندان" حل و فصل میشد. این نظام طی قرنها آبدیده شد و انضباطی عجیب را شکل داد. به این ترتیب، به تدریج "ما فیها" شکل گرفت.
+
نوشته شده در پنجشنبه 13 تیر1387ساعت توسط حنانه سادات حسینی
|
آشتی با انسانیت / امیرعلی نجومیان نوشتههای سالینجر دوباره نویسی رویای آمریکایی است و در واقع اسطورهی آمریکایی"American Dream" است... خواندن سالینجر در من این احساس را ایجاد کرد که من دیوانه نیستم. انگار این اتفاقاتی که میافتد فقط برای من نیست که میافتد.
+
نوشته شده در پنجشنبه 13 تیر1387ساعت توسط حنانه سادات حسینی
|
چشم ما روشن شد / اکبر هاشمی رفسنجانی 4-3 کلمه گفت و من لرزیدم. کنار یک ساختمانی ایستاده بودیم. ساختمان بدی هم نبود. خراب نشده بود. راهنما گفت: "هذا مسجد فاطمه" قلب ما یک باره تکان خورد. اشکهایمان ریخت. اما سعی کردیم به آنها توجه نکنیم. پرسیدم: این مسجد را یعنی حضرت فاطمه (س) ساختهاند. گفت: بله
+
نوشته شده در پنجشنبه 13 تیر1387ساعت توسط حنانه سادات حسینی
|
کارور، مینیاتوریستِ شکست / مصطفی مستور زن و شوهرهای جهان داستانی کارور با درونهایی آشفته و روحهایی زخم خورده، به رغم نیازی که به مهرورزی هم دارند؛ تا شاید به کمک آن زخمهاشان را التیام بخشند؛ به طرز رقتآوری قادر به این کار نیستند.
+
نوشته شده در پنجشنبه 13 تیر1387ساعت توسط حنانه سادات حسینی
|
آه از مطالعهی ایرانیان! سهم مطالعهی هر دانش آموز 5.5 دقیقه در 482 دقیقه از اوقات فراغت - تعطیلات - در شبانه روز به دست آمده، در حالی که همین دانش آموزان 178 دقیقه از اوقات فراغت خود را بدون برنامه سپری می کنند، بیشتر وقتشان را با تلویزیون میگذرانند و بقیه را به امور شخصی اختصاص میدهند.
+
نوشته شده در شنبه 8 تیر1387ساعت توسط حنانه سادات حسینی
|
براندازی خزنده به روایت ناطق نوری خدا کند که اینگونه که میگویند درست نباشد؛ و الا وای بر من، وای بر ما، اگر این درست باشد. اگر این ظلمها در کشور شود، در قیامت چه پاسخی خواهیم داد... اینجا آخرین ملجأ و مرجع تظلمات مردم است... این بازرسی منجر به دستگیری، زندان، محاکمه و صدور حکم قصاص برای یک افسر آگاهی شد... هیچ آفتی برای یک نظام خطرناکتر از مأیوس شدن مردم از آن نظام نیست... بیکاری، فقر، پارتیبازی و ناکارآمدی دستگاهها مردم را خسته میکند و سبب لجبازی میشود. اینها به معنای براندازی خزنده است...
+
نوشته شده در شنبه 8 تیر1387ساعت توسط حنانه سادات حسینی
|
عیدیفرقان/محسنحدادی سوال پرسیده بودند چرا زن نمیتواند قاضی بشود، طبق حدیث «زن ناقصالعقل است»، آیا با آزادى زن منافات ندارد؟... روی جداره داخلی ضبط شکسته، با ماژیک قرمز نوشته بودند «عیدی گروه فرقان به جمهوری اسلامی». | |
+
نوشته شده در پنجشنبه 6 تیر1387ساعت توسط حنانه سادات حسینی
|
بطری "منطق و صداقت"/ الیزابت رویت هیچ چیز به اندازهی آب خوردن ساده نیست؛ ولی از همین کار ساده نیز مردمان امروز معمای پیچیدهای ساختهاند که میتوان پیچیدگی آن را در بطریهای رنگارنگ فروشگاههای زنجیرهای پیدا کرد.
+
نوشته شده در پنجشنبه 6 تیر1387ساعت توسط حنانه سادات حسینی
|
تلاش بیثمر آقا ژوزه / زهره مرتجی دنیای تاریک و بیرحم کورها در "کوری"، چنان ماندگار است که خواننده را تا چند وقت به این فکر وا میدارد که اگر آدمهای دور و برش کور بشوند، با او چه رفتاری خواهند کرد. اما درست در نقطهی مقابل، اگر تا صفحات پایانی "همه نامها" از خود بپرسید که ساراماگو چه میخواسته بگوید، احتمالا جواب مناسبی پیدا نخواهید کرد.
+
نوشته شده در دوشنبه 3 تیر1387ساعت توسط حنانه سادات حسینی
|
از بازرگان تا احمدینژاد / پروفسور حمید مولانا ما کتابی برای بررسی روابط خارجی ایران از ابتدا تا الان نداشتیم و جایگاه ایران و درگیریهای ما با موضوعات حاد منطقهای از جمله فلسطین، لبنان و عراق و ... اقتضا میکرد برای اطلاع اساتید، دانشجویان و محققین و علاقهمندان؛ یک نگاه تحلیلی تاریخی به سه دههی گذشته بشود
+
نوشته شده در دوشنبه 3 تیر1387ساعت توسط حنانه سادات حسینی
|
کلاهمان پسِ معرکه است/امام موسیصدر چهارده کشیش براى تبلیغ به کشور اوگاندا رفتند. اوگاندا یکى از کشورهاى آفریقایى است، که آقایان حتما اسمش را شنیدهاند. چهارده کشیش به آنجا رفتند و بومیان آفریقایى آنها را خوردند! شما خیال مىکنید که از هدفشان دست کشیدند؟ خیر. چهارده زن راهبه را به جاى آنها فرستادند...
+
نوشته شده در شنبه 1 تیر1387ساعت توسط حنانه سادات حسینی
|
دختر جبل عامل / هیام عطوی شما عادت کردید بنشینید در خانه، منتظر باشید که خبر بدهند کسی مرده و بروید برایش نماز میت بخوانید. میت به شما نیازی ندارد، ما به شما نیاز داریم. باید بیایید قرآن درس بدهید. اگر کتکتان زدند، اشکال ندارد، جهاد فی سبیل الله ست.
+
نوشته شده در شنبه 1 تیر1387ساعت توسط حنانه سادات حسینی
|
جلد دهم آثار چخوف / ناهید کاشیچی بعد از پایان دورهی نامهها تصمیم دارم مطالب و مقالاتی در مورد 3 زن تاثیرگذار در زندگی چخوف ــ اُلگا کنیپر چخووا، همسر چخوف؛ لیدیا میزینووا، دوست دوران جوانی چخوف و آویلوا ــ را ترجمه کنم.
+
نوشته شده در شنبه 1 تیر1387ساعت توسط حنانه سادات حسینی
|
راه سوم در خاکریز جبههی فرهنگی انقلاب گفت و گو و یادداشتهایی از برخی چهرههای انقلابی که در انتخابات اخیر به مجلس راه نیافتند؛ همچون عماد افروغ، حسن سبحانی و محمدرضا سرشار از بخشهای خواندنی این شماره از ماهنامهی راه است.
+
نوشته شده در شنبه 1 تیر1387ساعت توسط حنانه سادات حسینی
|